
مدیر مسئول؛فاطمه خورشیدی نیا
در هندسه سیاسیِ خاورمیانه، «جنگ» دیگر تنها یک واژه نظامی نیست؛ بلکه متغیری است که مستقیماً بر سفرهها، بازارها و امنیت روانی جامعه سایه میافکند.
امروز که کشور درگیر مواجهه با تحولات پیچیده منطقهای است، سخن گفتن از «اقتصاد مقاومتی» دیگر نه یک شعار برای تقویمهای رسمی، که ضرورتی حیاتی برای تداوم حیات ملی است.
تاریخی نشان داده است که در شرایط بحرانی، تکیه بر اقتصادِ عاریتی و وابستگیهای زنجیرهای به خارج، نخستین خاکریزی است که فرو میریزد.
اقتصاد مقاومتی در این برهه، نه به معنای انزوا و قطع ارتباط با جهان، بلکه به معنای «بازتعریف زنجیره تأمین» و «ایجاد تابآوری ساختاری» است.
جنگ آزمونِ شفافیتِ ارادههاست؛ در فضای غبارآلود تنشهای نظامی و سیاسی، دشمن میکوشد با ابزار تحریم و فشار روانی، «امید» را به عنوان منبع اصلی تولید ملی هدف قرار دهد. در این میان، وظیفه ما به عنوان بازیگران این عرصه دوگانه است:
در سطح کلان:دولت باید با اتخاذ سیاستهای انقباضی هوشمند و جلوگیری از رانتهای ارزی در شرایط اضطرار، منابع محدود را به سمت تولیدات استراتژیک هدایت کند.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمندِ «دیپلماسی اقتصادی» فعال هستیم که بتواند در میانه آتش و دود، روزنههای تجارتِ امن را بگشاید. در سطح عمومی: پیوند میان «امنیت» و «اقتصاد» باید برای افکار عمومی ملموس شود؛ اقتصاد مقاومتی تنها با مشارکت مردم و بخش خصوصی واقعی محقق میشود؛ نه با دستورالعملهای اداری.
اگر مردم احساس کنند که سختیهای این دوران، به معنای ساختن زیرساختهایی است که آیندگان را از وابستگی نجات میدهد، با صبوری بینظیری همراهی خواهند کرد؛ به شرط آنکه عدالت در توزیع بارِ این سختیها، رعایت شود.
سخن آخر اینکه، در عصرِ جنگهای ترکیبی، جبهه اصلی در کارخانهها، شرکتهای دانشبنیان و مزارع ماست.
اقتصاد مقاومتی، سنگر پشتیبانِ مدافعانِ مرزهاست؛ اگر امروز بتوانیم با اصلاح الگوی مصرف، مدیریت هوشمند منابع و تقویت تولید داخلی، آسیبپذیری خود را در برابر تکانههای خارجی به حداقل برسانیم، پیروزی در جنگِ سیاسی و نظامی، تضمینشده خواهد بود.
امروز، وقتِ آن است که از مرحله «شعار» عبور کرده و به «عملِ ساختاری» برسیم. چرا که اقتصادِ قوی، بهترین پاسخ به تهدیدِ هر متجاوزی است.



